تبلیغات

. خواهر ابوبكر، نخستین كسی كه طعم تازیانه عمر را چشید:

ابن أبی‌الحدید معتزلى مى‌نویسد:

وأول من ضرب عمر بالدرة أم فروة بنت أبی قحافة، مات أبو بكر فناح النساء علیه، وفیهن أخته أم فروة، فنهاهن عمر مرارا، وهن یعاودن، فأخرج أم فروة من بینهن، وعلاها بالدرة فهربن وتفرقن.

كان یقال: درة عمر أهیب من سیف الحجاج. وفی الصحیح أن نسوة كن عند رسول الله صلى الله علیه وآله قد كثر لغطهن، فجاء عمر فهربن هیبة له، فقال لهن: یا عدیات أنفسهن! أتهبننی ولا تهبن رسول الله! قلن: نعم، أنت أغلظ وأفظ.

نخستین كسى كه عمر او را با تازیانه زد، امّ‌فروه دختر ابوقحافه بود، ابوبكر مرده بود و زن‌ها براى او گریه مى‌كردند كه در میان آن‌ها امّ‌فروه خواهر ابوبكر نیز بود. عمر آن‌ها را چندین بار منع كرد؛ ولى آن‌ها توجه نكردند. عمر، امّ‌فروه را از میان زن‌ها خارج كرد و با تازیانه بر سر او زد، زنان دیگر ترسیدند و متفرق شدند.

در مقام تشبیه گفته مى‌شد: تازیانه عمر وحشتناكتر از شمشیر حجاج بود، در خبر صحیح آمده است: سر و صداى زنانى كه خدمت پیامبر (ص) بودند، زیاد شده بود، هنگامى كه عمر آمد از ترس وى همه گریختند، به آنان گفت: اى افرادى كه به خودتان رحم نمى‌كنید، آیا از من مى‌ترسید و از رسول خدا (ص) نه؟ گفتند: آری، تو خشن و تند خو هستی.

إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 1، ص 114، تحقیق محمد عبد الكریم النمری، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

8. عمر، فرزندش را به خاطر پوشیدن لباس زیبا كتك ‌زد:

خشونت‌هاى عمر منحصر به زنان نمى‌شد؛ بلكه حتى كودكان خردسال نیز طعم تازیانه معروف عمر را چشیده‌اند.

معمر بن راشد در الجامع، عبد الرزاق صنعانى در المصنف و جلال الدین سیوطى در تاریخ الخلفاء مى‌نویسند:

دَخَلَ ابنٌ لِعُمَرَ بنِ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَلَیهِ وَقَدْ تَرَجَّلَ وَلَبِسَ ثِیَابَاً حِسَانَاً، فَضَرَبَهُ عُمَرُ بِالدرَّةِ حَتَّى أَبْكَاهُ، فَقَالَتْ لَهُ حَفْصَةُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا: لَمْ یَكُنْ فَاحِشاً، لِمَ ضَرَبْتَهُ؟ قَالَ: رَأَیْتُهُ قَدْ أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُصَغرَهَا إِلَیْهِ.

از عكرمه بن خالد نقل شده است كه گفت: پسر عمر نزد پدرش رفت؛ در حالى كه لباس زیبا و خوبى پوشیده بود، عمر آن قدر او را با تازیانه زد تا به گریه افتاد، حفصه گفت: او كه كار بدى نكرده، چرا او را كتك مى‌زنى؟ عمر گفت: احساس كردم كه از پوشیدن لباس دچار غرور شده است و خواستم غرورش را بشكنم.

الأزدی، معمر بن راشد (متوفای151هـ، الجامع، ج 10، ص 416، تحقیق: حبیب الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ؛

الصنعانی، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 10، ص 416، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ؛

السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، تاریخ الخلفاء، ج 1، ص 142، تحقیق: محمد محی الدین عبد الحمید، ناشر: مطبعة السعادة - مصر، الطبعة: الأولى، 1371هـ - 1952م.

این كودك خردسال چه گناهى كرده بود كه این چنین مورد ضرب و شتم عمر قرار مى‌گیرد؟ آیا لباس نو پوشیدن نوجوان حرام است؟ آیا یك كودك حق ندارد لباس نو به پوشد و خوشحال باشد؟

9. عمر، زنش را نیمه شب كتك ‌زد:

با این كه در روایت‌هاى بسیارى خوشرفتارى و آسان گرفتن بر اهل و عیال سفارش شده و نبى مكرم اسلام صلى الله علیه وآله نیز همواره با اهل و عیالش رفتار شایسته داشته است؛ اما متأسفانه عمر بن خطاب كه خود را جانشین رسول خدا صلى الله علیه وآله مى‌دانست، بر خلاف این سیره الهی، با اهل و عیالش رفتار خشونت آمیز داشت و همواره آن‌ها را به هر بهانه‌اى كتك مى‌زد.

عَنِ الأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ ضِفْتُ عُمَرَ لَیْلَةً فَلَمَّا كَانَ فِى جَوْفِ اللَّیْلِ قَامَ إِلَى امْرَأَتِهِ یَضْرِبُهَا فَحَجَزْتُ بَیْنَهُمَا فَلَمَّا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قَالَ لِى یَا أَشْعَثُ احْفَظْ عَنِّى شَیْئًا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ،صلى الله علیه وسلم، «لاَ یُسْأَلُ الرَّجُلُ فِیمَ یَضْرِبُ امْرَأَتَهُ وَلاَ تَنَمْ إِلاَّ عَلَى وِتْرٍ». وَنَسِیتُ الثَّالِثَةَ

از اشعث بن قیس نقل شده است كه گفت: شبى مهمان عمر بودم، نیمه‌هاى شب عمر از جایش حركت كرد و زنش را كتك مى‌زد! بین آن دو قرار گرفته و مانع شدم. هنگامى كه عمر به رختخوابش برگشت، گفت: اى اشعث! سخنى از من بشنو كه از رسول خدا (ص) شنیده‌ام: كسى كه همسرش را مى‌زند از وى نمى‌پرسند كه چرا او را كتك زدى؟ و همیشه پس از خواندن نماز وتر بخواب؛ ولى سومى را فراموش كردم.

القزوینی، محمد بن یزید أبو عبدالله (متوفای275هـ)، سنن ابن ماجه، ج 1، ص 639 ح1986، بَاب ضَرْبِ النِّسَاءِ، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفكر - بیروت.

احمد بن حنبل نیز روایت را همانند قبل نقل كرده و مى‌‌نویسد:

عَنِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ ضِفْتُ عُمَرَ فَتَنَاوَلَ امْرَأَتَهُ فَضَرَبَهَا وَقَالَ یَا أَشْعَثُ احْفَظْ عَنِّی ثَلاثًا حَفِظْتُهُنَّ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لا تَسْأَلْ الرَّجُلَ فِیمَ ضَرَبَ امْرَأَتَهُ وَلا تَنَمْ إِلا عَلَى وَتْرٍ وَنَسِیتُ الثَّالِثَةَ.

الشیبانی، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفای241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 1، ص 20، ح122، باب مسند عمر بن الخطاب، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

المقدسی الحنبلی، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفای643هـ)، الأحادیث المختارة، ج 1، ص 189، تحقیق عبد الملك بن عبد الله بن دهیش، ناشر: مكتبة النهضة الحدیثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ؛

المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 18، ص 31، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م؛

القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن كثیر أبو الفداء (متوفای774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 493، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1401هـ.

حاكم نیشابورى نیز روایت را این گونه نقل مى‌كند:

عن الأشعث بن قیس قال تضیفت عمر بن الخطاب رضی الله عنه فقام فی بعض اللیل فتناول امرأته فضربها ثم نادانی یا أشعث قلت لبیك قال احفظ عنى ثلاثا حفظتهن عن رسول الله صلى الله علیه وآله لا تسأل الرجل فیم یضرب امرأته ولا تسأله عمن یعتمد من إخوانه ولا یعتمدهم ولا تنم الا على وتر.

هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه.

اشعث بن قیس مى‌گوید: بر عمر بن خطاب میهمان شدم، در قسمتى از شب نزد همسرش رفت و وى را كتك زد، سپس مرا صدا زد و گفت: سه چیز را از من بیاموز كه آن را از رسول خدا (ص) شنیده‌ام: 1. از كسى كه همسرش را مى‌زند، نباید پرسید؛ 2. و نباید پرسید كه به چه كسى اعتماد دارد و به چه كسى نه؛ 3. و نخواب مگر پس از خواندن نماز وتر.

النیسابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفای405 هـ)، المستدرك على الصحیحین، ج 4، ص 194، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

بدون شك، مطلبى كه عمر بن خطاب به رسول خدا صلى الله علیه وآله نسبت مى‌دهد، واقعیت ندارد؛ چرا كه كتك زدن و بد رفتارى با همسر، با روح اسلام و حتى با عقل و فطرت انسان در تضاد است. دین مبین اسلام براى زن ارزش ویژه‌اى قائل است و هرگز كتك زدن زن را جایز نمى‌داند. و نیز حتى یك روایت ضعیف وجود ندارد كه رسول خدا صلى الله علیه وآله زنانش را زده باشد و یا حتى با آن‌ها با خشونت رفتار كرده باشد و حتى روایات بسیارى در منابع شیعه و سنى وجود دارد كه رسول خدا همواره با خانواده خود مهربان و خوشرفتارترین شخص نسبت به همسران خود بود. ابن مجاه به نقل از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل مى‌كند كه آن حضرت فرمود:

خَیْرُكُمْ خَیْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وأنا خَیْرُكُمْ لِأَهْلِی.

بهترین شما كسى است كه با خانواده اش بهترین باشد و من براى خانواده‌ام بهترینم.

القزوینی، محمد بن یزید أبو عبدالله (متوفای275هـ)، سنن ابن ماجه، ج 1، ص 636، ح 1977، بَاب حُسْنِ مُعَاشَرَةِ النِّسَاءِ، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفكر - بیروت.

همچنین فرمود:

خِیَارُكُمْ خِیَارُكُمْ لِنِسَائِهِمْ.

بهترین شما كسى است كه نسبت به همسرانشان بهترین باشد.

القزوینی، محمد بن یزید أبو عبدالله (متوفای275هـ)، سنن ابن ماجه، ج 1، ص 636، ح 1978، بَاب حُسْنِ مُعَاشَرَةِ النِّسَاءِ، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفكر - بیروت.

أنس بن مالك كه سال‌ها خادم رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده است در باره اخلاق و رفتار آن حضرت با خانواده مى‌گوید:

مَا رَأَیْتُ أَحَدًا كَانَ أَرْحَمَ بِالْعِیَالِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم.

هیچ كسى را مهربانتر از رسول خدا با خانواده‌اش ندیدم.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 4، ص 1808، ح2316، بَاب رَحْمَتِهِ (ص) الصِّبْیَانَ وَالْعِیَالَ وَتَوَاضُعِهِ وَفَضْلِ ذلك، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

از عایشه نقل شده است كه گفت:

عن عَائِشَةَ قالت ما ضَرَبَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم شیئا قَطُّ بیده ولا امْرَأَةً ولا خَادِمًا.

رسول خدا (ص) هرگز چیزى را با دست خود نزد و هیچ خادم و زنى را كتك نزد.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 4، ص 1814، ح2328، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

10. دختر ابوبكر دوست نداشت با عمر ازدواج كند:

اخلاق تند و رفتار خشن عمر با خانواده‌اش آن قدر مشهور شده بود كه كسى دوست نداشت با وى ازدواج نماید؛ تا جایى كه همین اخلاق تند، او را در بسیارى از خواستگاری‌ها با شكست مواجه كرده است.

طبرى و ابن أثیر، دو تاریخ نویس معروف اهل سنت مى‌نویسند:

وخطب أم كلثوم ابنة أبی بكر الصدیق إلى عائشة فقالت أم كلثوم: لا حاجة لی فیه إنه خشن العیش شدید على النساء.

عمر بن خطاب ابتدا به خواستگارى امّ‌كلثوم دختر ابوبكر رفت، عایشه این پیشنهاد را با خواهرش مطرح كرد. در پاسخ گفت: مرا با او كارى نیست. عایشه گفت: آیا امیرالمؤمنین را نمى خواهى؟ گفت: آرى نمى خواهم، او در زندگى سخت و خشن و با زنان تندخو و بد رفتار است.

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 564، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت؛

الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفای: 328هـ)، العقد الفرید، ج 6، ص 98، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م؛

الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای630هـ) الكامل فی التاریخ، ج 2، ص 450، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ .

همچنین مقریزى و ابوالفرج اصفهانى مى‌نویسند كه مغیرة بن شعبة به عمر گفت:

إلا إنك یا أمیر المؤمنین رجل شدید الخلق على أهلك، وهذه صبیة حدیثة السن، فلا تزال تنكر علیها الشئ فتضربها، فتصیح، فیغمك ذلك، وتتألم له عائشة...

تو اى امیرمؤمنان، مردى سخت‌گیر و بد اخلاق نسبت به خانواده‌ات هستى و امّ‌كلثوم دختر خردسالى است، مى‌ترسم به زور چیزى از او بخواهى و او اطاعت نكند و تو او را كتك بزنی، داد و فریاد بزند و تو را ناراحت كند و عایشه نیز از این عمل غمگین شود...

عمر با شنیدن سخنان مغیره، سخن او را تأیید و دست از خواستگارى برداشت.

الأصبهانی، أبو الفرج (متوفای356هـ)، الأغانی، ج 16، ص 103، تحقیق: علی مهنا وسمیر جابر، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.

المقریزی، تقی الدین أحمد بن علی بن عبد القادر بن محمد متوفاى845 هـ) إمتاع الأسماع بما للنبی صلى الله علیه وسلم من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع، ج6، ص207،‍ تحقیق وتعلیق: محمد عبد الحمید النمیسی ناشر: دار الكتب العلمیة ـ بیروت، الطبعة الأولى، 1420 هـ - 1999 م.

ابن عبد البر نیز مى‌نویسد:

خطب عمر بن الخطاب أم كلثوم بنت أبی بكر إلى عائشة فأطمعته وقالت أین المذهب بها عنك فلما ذهبت قالت الجاریة تزوجینی عمر وقد عرفت غیرته وخشونة عیشه والله لئن فعلت لأخرجن إلى قبر رسول الله صلى الله علیه وسلم ولأصیحن به.

عمر، امّ‌كلثوم دختر ابوبكر را از عایشه خواستگارى كرد، عایشه او را امیدوار كرد و به امّ‌كلثوم گفت، رأى تو در این باره چیست؟ امّ‌كلثوم گفت: تو مرا به ازدواج عمر در مى‌آوری؛ در حالى كه مى‌دانى او در زندگى چه قدر سخت‌گیر و خشن است؛ به خدا اگر این كار را انجام دهی، من كنار قبر رسول خدا خواهم رفت وفریاد خواهم زد.

القرطبی، یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفای463 هـ)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج 4، ص 1807، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

البته همین ازدواج اتفاق افتاد و خلیفه دوم بدون توجه به مخالفت‌های دختر ابوبكر و عائشه با او ازدواج كرد كه این مطلب را ما در مقاله بررسی شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر بررسى كرده‌ایم .

11. عمر، عبوس وارد خانه شده و عبوس خارج مى‌شد:

بلاذرى در انساب الأشراف، طبری، ابن أثیر و ابن كثیر در تاریخشان مى‌نویسند:

وخطب أم أبان بنت عتبة بن ربیعة فكرهته وقالت یغلق بابه ویمنع خیره ویدخل عابسا ویخرج عابسا.

عمربن خطاب از «ام ابان بنت عتبه» خواستگارى كرد آن دختر نمى پذیرفت و مى گفت: در خانه‌اش را مى بندد، خیرش به كسى نمى رسد، عبوس مى آید و عبوس مى رود.

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ)، أنساب الأشراف، ج 3، ص 260؛

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 564، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت؛

الآبی، أبو سعد منصور بن الحسین (متوفای421هـ)، نثر الدر فی المحاضرات، ج 4، ص 43، : تحقیق: خالد عبد الغنی محفوط، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت /لبنان، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م؛

الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای630هـ) الكامل فی التاریخ، ج 2، ص 451، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ؛

القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن كثیر أبو الفداء (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة، ج 7، ص 139، ناشر: مكتبة المعارف – بیروت.

12. عمر و ازدواج اجباری با عاتكه:

محمد بن سعد در الطبقات الكبرى مى‌نویسد:

أَنَّ عَاتِكَةَ بِنْتَ زَیْدٍ كَانَتْ تَحْتَ عَبْدِ اللَّهِ بنِ أَبی بَكْرٍ، فَمَاتَ عَنْهَا وَاشْتَرَطَ عَلَیْهَا أَلاَّ تَزَوَّجَ بَعْدَهُ، فَتَبَتَّلَتْ وَجَعَلَتْ لاَ تَزَوَّجُ، وَجَعَلَ الرجَالُ یَخْطِبُونَهَا وَجَعَلَتْ تَأْبَى، فَقَالَ عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ لِوَلِیهَا: اذْكُرْنِی لَهَا، فَذَكَرَهُ لَهَا فَأَبَتْ عَلى عُمَرَ أَیْضَاً، فَقَالَ عُمَرُ: زَوجْنِیهَا: فَزَوَّجَهُ إِیَّاهَا، فَأَتَاهَا عُمَرُ فَدَخَلَ عَلَیْهَا فَعَارَكَهَا حَتَّى غَلَبَهَا عَلى نَفْسِهَا فَنَكَحَهَا، فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: أُفَ أُفَ أُفَ، أَفَّفَ بها ثُمَّ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهَا وَتَرَكَهَا لاَ یَأْتِیهَا، فَأَرْسَلَتْ إِلَیْهِ مَوْلاَةً لَهَا أَنْ تَعَالَ فَإِنی سَأَتَهِیَّأُ لَكَ.

علی بن زید مى‌گوید: عاتكه دختر زید، همسر عبد الله بن ابوبكر بود،‌ و عبد الله با او شرط كرده بود كه اگر او مُرد، شوهر نكند. عاتكه پس از مرگ عبد الله بدون شوهر مانده بود و هر كس از وى خواستگارى مى‌‌كرد، نمى‌پذیرفت، عمر به كسى كه ولایت بر عاتكه داشت گفت كه براى من از او خواستگارى كن، آن زن عمر را نیز قبول نكرد. عمر به سرپرست او گفت: تو او را به همسرى من دربیاور. مراسم ازدواج انجام شد، عمر بر او وارد و با وى درگیر شد تا سرانجام با زور با وى همبستر شد. هنگامى كه كارش تمام شد، عاتكه با اظهار نفرت چندین مرتبه گفت: اُف اُف... سپس عمر خارج شد و نزد وى بازنگشت تا آن كه عاتكه كنیزش را فرستاد و به عمر گفت: بیا من در اختیار تو هستم.

الزهری، محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری (متوفای230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 265، ناشر: دار صادر - بیروت.

13. عمر، كنیز‌ها را كتك مى‌زد و اجازه نمى‌داد كه حجاب داشته باشند:

رفتار عمر با كنیزان نیز خشن و تند بوده است؛ تا جایى كه هر وقت مى‌دید یكى از آن‌ها مقنعه پوشیده است، آن قدر او را كتك مى‌زد تا مقنعه از سرش مى‌افتاد.

سرخسی، از عالمان مشهور حنفى مذهب در كتاب المبسوط مى‌نویسد:

وكان عمر رضی الله عنه إذا رأی أمة متقنعة علاها بالدرة وقال القی عنك الخمار یا دفار وقال عمر رضی الله عنه ان الأمة ألقت قرونها من وراء الجدار أی لا تتقنع.

قال أنس رضی الله عنه كن جواری عمر رضی الله عنه یخد من الضیفان كاشفات الرؤس مضطربات البدن ولان الأمة تحتاج إلى الخروج لحوائج مولاها وإنما تخرج فی ثیاب مهنتها وحالها مع جمیع الرجال فی معنى البلوى بالنظر والمس كحال الرجل فی ذوات محارمه ولا یحل له أن ینظر إلى ظهرها وبطنها كما فی حق ذوات المحارم.

عمر هنگامى كه كنیزى را مى‌دید كه روسرى بر سر دارد، او را با تازیانه مى‌زد و مى‌گفت آن را از سرت بردار و مى‌گفت: كنیز نباید روسرى بر سر كند.

أنس مى‌گوید: كنیزان عمر با سر برهنه و در حالى كه اندامشان در حركت و لرزش بود، از میهمان‌ها پذیرائى مى‌كردند و با همان لباس كار و معمولى در منزل براى فراهم كردن ما یحتاج بیرون مى‌رفتند و رفتار مردم از نظر نگاه و تماس بدن با آنان مانند همسر و دیگر محارمشان بود و فقط به پشت و شكمشان نباید نگاه مى‌كردند؛ همان گونه كه نسبت به محارم چنین بودند.

السرخسی، شمس الدین (متوفای483هـ، المبسوط، ج 10، ص 151، ناشر: دار المعرفة – بیروت.

ابن عابدین نیز كه از عالمان حنفى مذهب به شمار مى‌رود، در این باره مى‌نویسد:

وكان عمر رضی الله عنه إذا رأى جاریة متقنعة علاها بالدرة وقال: ألقی عنك الخمار یا دفار، أتتشبهین بالحرائر؟.

عمر،‌ هر وقت كنیزى را مى‌دید كه روسرى بر سر دارد، او را با تازیانه مى‌زد و مى‌گفت: اى كثیف بد بود! روسرى را از سرت بردار، آیا مى‌خواهى به زنان آزاده خودت را همانند كنى؟.

محمد أمین الشهیر بابن عابدین، (متوفای1252هـ)، حاشیة رد المختار على الدر المختار شرح تنویر الأبصار فقه أبو حنیفة، ج 6، ص 367، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بیروت. - 1421هـ - 2000م.

 

محمد ناصر البانى كه وهابی‌ها از او با عنوان بخارى دوران یاد مى‌كنند، در كتاب إرواء الغلیل، در این باره مى‌نویسد:

1796. قال ابن المنذر: ثبت «أن عمر قال لأمة رآها متقنعة: اكشفی رأسك ولا تشبهی بالحرائر وضربها بالدرة » صحیح. أخرجه ابن أبی شیبة فی المصنف ( 2 / 82 / 1 ) .

ابن منذر گفته: ثابت است كه عمر به كنیزى كه مقنعه مى‌پوشید مى‌گفت: سرت را برهنه كن و خودت را به زنان آزاده شبیه نكن، و او را با تازیانه مى‌زد.

این روایت را ابن أبی شیبه نقل كرده و صحیح است.

و در ادامه مى‌نویسد:

حدثنا وكیع، قال: حدثنا شعبة عن قتادة عن أنس قال: " رأى عمر أمة لنا مقنعة، فضربها وقال: لا تشبهین بالحرائر ". قلت: وهذا إسناد صحیح.

از انس نقل شده است كه عمر كنیزى را دید كه مقنعه پوشیده بود، او را كتك زد و گفت: خودت را به زنان آزاده شبیه مگردان.

سند این روایت صحیح است.

و نیز مى‌نویسد:

حدثنا علی بن مسهر عن المختار بن فلفل عن أنس بن مالك قال: " دخلت على عمر بن الخطاب أمة قد كان یعرفها لبعض المهاجرین أو، الأنصار، وعلیها جلباب متقنعة به، فسألها: عتقت؟ قالت: لا: قال: فما بال الجلباب؟! ضعیه عن رأسك، إنما الجلباب على الحرائر من نساء المؤمنین، فتلكأت، فقام إلیها بالدرة، فضرب بها رأسها حتى ألقته عن رأسها ".

قلت: وهذا سند صحیح على شرط مسلم.

أنس بن مالك مى‌گوید: كنیزى از كنیزان مهاجر یا انصار با بدن پوشیده و مقنعه بر سر نزد عمر رفت، عمر پرسید: آیا آزاد شده‌اى؟ گفت:‌ نه. عمر گفت: پس این روسرى و مقنعه چیست؟! آن را از سرت بردار؛ چون این پوشش مخصوص زنان آزاده و مؤمن است. كنیز لحظه‌اى اهمال كرد، عمر از جایش برخواست و با تازیانه بر سرش زد تا روسرى را بردارد.

این حدیث با نقل مسلم صحیح است.

و باز به نقل از أنس بن مالك مى‌نویسد:

ثم روى من طریق حماد بن سلمة قالت: حدثنی ثمامة بن عبد الله بن أنس عن جده أنس بن مالك قال: «كن إماء عمر رضی الله عنه یخدمتنا كاشفات عن شعورهن، تضطرب ثدیهن».

قلت: وإسناده جید رجاله كلهم ثقات غیر شیخ البیهقی أبی القاسم عبد الرحمن بن عبید الله الحربی وهو صدوق كما قال الخطیب ( 10 / 303 )

وقال البیهقی عقبه: «والآثار عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه فی ذلك صحیحة».

كنیزان عمر با سرهاى برهنه و در حالى كه پستانهایشان بالا و پایین حركت مى‌كرد و مى‌لرزید، از ما پذیرائى كردند.

ألبانی، محمد ناصر (متوفای1420هـ)، إرواء الغلیل، ج 6 ص 203 ـ 204، باب عدم جواز تشبه الإماء بالحرائر، تحقیق: إشراف: زهیر الشاویش، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، 1405 - 1985 م.

نتیجه:

با سیر اجمالى در زندگى عمر، درمى‌یابیم كه وى همواره با زنان رفتارهایى ناشایست داشته و زنان بسیارى طعم تلخ تازیانه و كتك‌هاى وى را چشیده‌اند و عرب‌ها كه به قول مستشكل غیرت و حساسیت زیادى نیز نسبت به زنان نشان مى‌دادند، در این موارد سكوت كرده و بر عمر خرده نگرفته‌اند.

قضیه هجوم عمر بن خطاب و دار و دسته‌اش به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز یكى از ده‌ها مواردى است كه در تاریخ ثبت شده و دلائل محكم و سندهاى صحیحى از كتاب‌هاى اهل تسنن نیز آن را تأیید مى‌كند.

همان افرادى كه در قضیه حمله عمر به خانه‌هاى مردم و كتك زدن زن‌هاى مسلمان، هیچ واكنشى از خود نشان ندادند و از ترس شلاق عمر سكوت اختیار كردند، در قضیه شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها و كتك زدن دار و دسته عمر به ناموس رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز سكوت اختیار كرده و هیچ اعتراضى نكردند.